۲۶ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۴

یادداشت؛

«قرآن» و این سرهای سودایی

«قرآن» و این سرهای سودایی

مشهد- اگر حتی یک آیه قرآن در زندگی‌ام به عمل درمی‌آمد، آن‌قدر روشنی افزا می‌شد که هرروز به چاه و چاله شیطان نیفتم.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها -غلامرضا بنی اسدی*: شرم دارم، آزرم نیشترم می‌زند. من قرآن به سر نمی‌گذارم. آخر قرآن به سر گذاشتن به این معناست که حرف و حکم قرآن بر سر ما جا دارد، یعنی سر می‌دهیم به‌حکم قرآن، یعنی قرآن، آیه به آیه‌اش بر همه اندیشه ما نور می‌پاشاند. یعنی من سر می‌دهم به راه قرآن و کلی معانی دیگر، اما من به خود که نگاه می‌کنم می‌بینم اهل هیچ‌کدام از این معانی در زندگی‌ام نبوده‌ام

تعارف که نداریم، زندگی‌ام را بازخوانی می‌کنم می‌بینم، سربه‌زیر حکم قرآن نداشته‌ام حتی سر به اخلاقیات قرآنی هم نسپرده‌ام که اگر چنین بود در کنار نماز، به ادای زکات هم همت داشتم.در کنار عبادات به عبودیت هم‌فکر می‌کردم. اگر حتی یک آیه قرآن در زندگی‌ام به عمل درمی‌آمد، آن‌قدر روشنی افزا می‌شد که هرروز به چاه و چاله شیطان نیفتم. اگر واقعاً سربه‌زیر حکم قرآن داشتم، نه ظلم می‌کردم و نه ظلم می‌پذیرفتم. نه دست به تعدی در حق دیگران دراز می‌کردم و نه در حق خویش ستم روا می‌داشتم.اگر قرآن بر من حکم می‌کرد امروزه فقر چنان بر حاشیه شهر چنگ نمی‌انداخت که نفس کشیدن برای شهر هم مشکل شود

من باور ندارم که می‌شود قرآن به سر گرفت و این‌همه مشکلات را شاهد بود، قرآن به سر گرفت و فهمید یک خانواده «بیابان‌نشین» شده‌اند و برجای نشست. نمی‌شود فهمید یک پیرزن، یک مادر برای اجاره کردن یک خانه معطل ۵۰۰ هزار تومان است و بی‌تفاوت بود، نمی‌شود شنید در چنین زمانی بعضی‌ها در عروسی  شاهانه‌شان، در زندگی شاهانه‌شان، مبلغ پول خرد هم حساب نمی‌شود و بر جای نشست.نمی‌شود از قرآن گفت و شنید، آن‌وقت، جوری زندگی کرد که با قرآن هیچ نسبتی نداشته باشد.

من تعجب می‌کنم وقتی برخی (بک یا الله بک یا اللهگویان قرآن به سر می‌گذارند، وقتی جوشن می‌خوانند و زبان به «سبحانک لا اله الا انت» می‌گشایند حال‌آنکه در زندگی‌شان هزاران خدا دارند و برای خدای احد و واحد جا کم است.

تعجب می‌کنم وقتی می‌خوانیم «الغوث، الغوث، خلصنا من النار یارب»، آن‌وقت خود جهنم افروز می‌شویم. راستی چه معنا دارد این «جهنم سازی» و آن الغوث خوانی‌ها. قرآن را باید کسانی به سر بگیرند که سر به قرآن بسپارند. کسانی باید اشک هاشان در حرم و مسجد و حسینیه  هزار فرشته را در صف داشته باشد، که زندگی‌شان شبیه زندگی امام علی(ع) باشد. من، اما، نه زندگی قرآنی دارم و نه با امام خویشاوندمپس شما برایم دعا کنید شما که پیش خدا آبرو دارید. شما که خویشاوند معنوی امامتید برای من هم دعا کنید،برای همه دعا کنید تا سر ناقابل ما هم به فیض قرآن به سر گرفتن برسد. دعا کنید به‌گونه‌ای زندگی کنیم که رویمان بشود الغوث بگوییم و لااقل خود جهنم نساخته باشیم تا بتوانیم خلصنا من  النار یارب بخوانیم

اولین شب احیای من به گلایه از خود گذشت والا شما که خوبید، شما را که در سر هوای قرآن داریدمن اما وقتی سنگ‌هایم را با خودم وامی‌کنم، خجالت می‌کشم قرآن به سر بگذارم. به جمع مردم پا بگذارم. اما به سرم زده است لااقل برای شبیه شما شدن، تنهایی قرآن به سربگذارم. تنهایی دستانم را در آسمان رها کنم و مثل شما خوبان بخوانم «سبحانک یالا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یارب» شاید برای من هم فرجی شود.

*کارشناس فرهنگی و پیشکسوت روزنامه‌نگاری

کد خبر 4005359

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha